تبليغاتX
معلومات عمومی
امروزه سرطان پستان به عنوان یكی از شایع ترین و كشنده ترین بیماری های زنان به شمار می رود كه با وجود شیوع آن متاسفانه دلایل آن كاملاً روشن نیست. یكی از دلایل كشنده بودن این سرطان تشخیص دیرهنگام آن به دلیل تاخیر بیمار در مراجعه به پزشكان صورت می پذیرد....
امروزه سرطان پستان به عنوان یكی از شایع ترین و كشنده ترین بیماری های زنان به شمار می رود كه با وجود شیوع آن متاسفانه دلایل آن كاملاً روشن نیست. یكی از دلایل كشنده بودن این سرطان تشخیص دیرهنگام آن به دلیل تاخیر بیمار در مراجعه به پزشكان صورت می پذیرد. این در حالی است كه در صورت تشخیص به موقع، این بیماری قابل درمان است. «هورمون درمانی» از دیگر مباحثی است كه بر سر استفاده كردن یا نكردن از هورمون در سنین یائسگی، هنوز هم میان متخصصان بحث و اختلاف نظر وجود داشته تا جایی كه پژوهش های انجام شده هر روز ایده جدیدتری را مطرح ساخته كه نظریات قبلی را زیر سئوال می برد. تكنیك های درمان ناباروری نیز نویدبخش داشتن فرزند به كسانی است كه در گذشته از داشتن آن محروم بوده اند و... به بهانه بررسی بیماری های شایع زنان با دكتر رسول اكبریان متخصص زنان، زایمان و نازایی گفت وگویی انجام داده ایم كه از نظرتان می گذرد.
••••همان طوری كه می دانیم، امروزه سرطان پستان در زنان بسیار شایع شده است، دلیل این شیوع را در چه می دانید؟
متاسفانه سرطان پستان بنا به دلایل نامعلومی روبه افزایش است. این سرطان یكی از شایع ترین علت مرگ ومیر در خانم ها است. البته عوامل متعددی مانند چاقی، عوامل ارثی و ژنتیك، مسائل هورمونی، اشعه ایكس و مواد رادیواكتیو نیز در بروز آن دخیل است.با توجه به اینكه از هر ۱۰ زن یكی به سرطان پستان مبتلا می شود، با احتساب اینكه نیمی از جمعیت دنیا را زنان تشكیل می دهند، متوجه می شویم سالانه چند نفر به این بیماری مبتلا می شوند.
•آیا این سرطان كشنده، قابل پیشگیری و درمان است؟
بلی، اگر در مراحل اول این بیماری زود تشخیص داده شود، قابل درمان است. اما متاسفانه شاهدیم زمانی افراد به پزشك مراجعه می كنند كه سرطان آثار منفی خود را برجای گذاشته است. ضروری به نظر می رسد كه با دادن آموزش به خانم ها از طریق شركت در كلاس های آموزشی مراكز بهداشتی و تعلیم روش «خودامتحانی» تا حد زیادی به تشخیص به موقع این بیماری كمك كرد. به ویژه افرادی كه دارای سابقه ارثی در این زمینه هستند و اقوام نزدیك آنان مانند مادر، خواهر، خاله و عمه به سرطان پستان مبتلا بوده یا هست، بایستی از سنین پایین تر به پزشك متخصص مراجعه كنند تا با انجام «ماموگرافی» در صورت ابتلا به این بیمار در مراحل نخست آن را درمان كنند. آموزش از طریق وسایل ارتباط جمعی نیز در كنار آموزش های بهداشتی مراكز درمانی بسیار تاثیرگذار است. آشنایی با نحوه «خودامتحانی» برای افرادی كه در كلاس های قبل از ازدواج شركت كنند نیز می تواند بسیار مفید واقع شود.
•آیا سرطان پستان در افراد مجرد شایع تر از متاهلان است؟
خیر، اما بسیاری از مجردها با این استدلال كه مشكلی ندارند، به پزشك متخصص كمتر و یا اصلاً مراجعه نمی كنند. این مسئله سبب می شود، در صورت ابتلای فرد به سرطان پستان، به دلیل مراجعه دیرهنگام، شانس درمان وی از دست برود.
•یكی از مباحثی كه امروزه میان متخصصان اختلاف نظر است، مسئله «هورمون درمانی» زنان به ویژه در سنین یائسگی است، آیا اصولاً با این شیوه موافق هستید؟
برخی از افراد بعد از یائسگی دچار حالاتی از قبیل «گرگرفتگی»، بی خوابی و بی قراری ناشی از قطع هورمون ها می شوند.پوكی استخوان نیز از عواملی به شمار می رود كه افراد یائسه را به دلیل قطع هورمون تهدید می كند. یعنی حتی تجویز داروهایی كه از پوكی استخوان جلوگیری می كند، جای ترشح هورمون را در بدن به منظور مبارزه با پوكی استخوان نمی گیرد.از طرف دیگر، گروهی دچار یائسگی زودرس می شوند. برای مثال در سن ۳۵ سالگی بر اثر برداشتن تخمدان ها یا از كار افتادن تخمدان ها بر اثراشعه یا آلرژی، شخص دچار یائسگی زودرس می شود. تجویز این هورمون برای این افراد به منظور جلوگیری از پیری زودرس، پوكی استخوان، بی حركتی، نداشتن انرژی و ریزش مو كه ناشی از قطع هورمون است، بسیار ضروری به شمار می آید.چنین افرادی كه قبل از ۴۰ سالگی دچار یائسگی می شوند، همچنین گروهی كه از عوارض یائسگی در رنجند، می بایست، حتماً زیرنظر پزشك متخصص، «هورمون درمانی» شوند.
•امروزه داروهای گیاهی كه خاصیت هورمونی دارند، بسیار به افراد یائسه توصیه می شود. نظر جنابعالی در این زمینه چیست؟
بلی. داروهای گیاهی كه تركیباتی شبیه «استروژن» دارند كه روی گیرنده های استروئیدی می نشینند. اما نبایستی فراموش كنیم كه این داروها قادر نیستند كاركردی مانند خود استروژن و یا سایر داروهای غیرگیاهی داشته باشند؛ بلكه مصرف این داروها برای عده ای كه در سنین یائسگی قادر به استفاده از هورمون نیستند تا حدودی مفید است.
•بالا بودن آمار سزارین در كشور انتقادهای مختلفی را از سوی كارشناسان و دست اندركاران امور پزشكی و بهداشتی دربرداشته است. مهم ترین دلایل بالا بودن آمار سزارین در ایران را در چه ارزیابی می كنید؟ طی سال های اخیر آمار سزارین در كل دنیا بالا رفته است كه ایران نیز از آن مستثنی نیست. البته بایستی پذیرفت كه این آمار در كشور ما بیش از كشورهای دیگر است كه دلایل متعددی در آن دخیل است. شاید اولین دلیل آن كسب اطلاعات خانم های باردار از افراد غیرمطلع در مورد عوارض زایمان طبیعی است. برای مثال پایین افتادن رحم و مثانه كه بیشتر خانم ها آن را به عنوان پیامدهای منفی زایمان طبیعی قلمداد می كنند. مسئله دیگر كاهش آستانه تحمل خانم های امروزی به درد است. نسل امروز قادر به تحمل دردهای شدید نیست. زایمان نخست به شكل طبیعی، معمولاً بین ۱۴ تا ۱۸ ساعت زمان می برد كه این مدت با دردهای شدید همراه است.از طرف دیگر زنان به محض آغاز دردهای زایمان، از آنجایی كه گزینه دیگری را به نام سزارین در اختیار دارند، بدان متوسل می شوند.
•شاید یكی از دلایل شیوع سزارین در كشور را بتوان تمایل پزشكان نسبت به این امر دانست. به عبارتی، پزشكان به دلیل عوامل متعدد، خود مراجعان را به سوی سزارین سوق می دهند؟
یكی از دلایل این موضوع مشكلات قانونی است كه بر سر راه پزشكان متخصص زنان و زایمان وجود دارد.
برای نمونه دادن دیه در صورت آنكه به هنگام زایمان، صدمه ای به مادر و نوزاد وارد آمده باشد جزء قصور پزشكی تلقی شده و مشكلات حقوقی متعددی را برای پزشك متخصص زنان و زایمان ایجاد خواهد كرد. در صورتی كه نوزاد به هنگام تولد، دچار كمبود اكسیژن شود و یا مشكلات دیگری برای وی و مادر به وجود آید، از طریق شكایت قضایی علیه پزشك در مراجع قانونی قابل پیگیری است كه متاسفانه هیچ قانونی هم طرفدار پزشك نیست.در صورت هرگونه نقص جسمی كودك به هنگام زایمان، پزشك متخصص به دلیل انتخاب نكردن روش سزارین مورد بازخواست قرار می گیرد و در مواردی مشاهده شده است كه پزشك زنان ملزم به پرداخت دیه ۲۴ تا ۲۸ میلیون تومانی شده است.یكی از دلایل شیوع سزارین مربوط به مسائل اقتصادی است. اگر پزشك متخصص بخواهد حدود ۱۸ ساعت بالای سرمریض بایستد، با احتساب فشارهای جسمی و روحی و نیز خستگی ناشی از كار می بایست دستمزد بالایی بگیرد كه این امر در كشور ما هنوز محقق نشده است.
•آیا می توان با تربیت ماماها تا حد زیادی بار زایمان را از دوش پزشكان متخصص برداشت و این مسئولیت را برعهده ماماها گذاشت؟
بلی. در سایر كشورها ماماها برای زایمان طبیعی آموزش های لازم را می بینند. از طرف دیگر پزشك متخصص در بخش دیگری و به كمك سیستم «مانیتورینگ» وضعیت حركت، ضربان قلب و نیز سایر حركات جنین را كنترل می كند.
•با توجه به تمام مسائل مطرح شده، به نظر شما زایمان طبیعی بر سزارین مزیت دارد یا برعكس؟
مسلم است كه انجام همه مسائل از كانال طبیعی آن منطقی تر به نظر می رسد، اما برای كاهش آمار سزارین می بایست چند برنامه را به طور همزمان دنبال كرد. اولین گام، آموزش مادران باردار و سپس آموزش ماماها است. تجهیز اتاق های زایمان بیمارستان ها به سیستم های مانیتورینگ، از اقدامات بعدی است كه می بایست توسط نظام بهداشت صورت پذیرد.
•مهم ترین نقش كاركرد سزارین را چگونه ارزیابی می كنید؟
با بهره گیری از روش سزارین طی سال های اخیر از مرگ ومیر مادران و نوزادان، به میزان قابل ملاحظه ای كاسته شده است. در واقع سزارین نجات دهنده جان بسیاری از افراد به شمار می رود اما با توجه به شرایط قرار گرفتن جنین، جفت، وضعیت مادر و... پزشك متخصص می بایست میان زایمان طبیعی و سزارین گزینه مناسب تر را انتخاب كند.
•تكنولوژی های نوین تا چه حد مشكلات زوج های نابارور را برطرف كرده است؟
به كمك تكنولوژی های نوین، آرزویی كه در گذشته یك زوج برای فرزندآوری داشتند و محقق نمی شد، امروزه به مدد دانش های نوین می توان آن را برآورد ساخت.در حال حاضر بسیاری از خانواده ها كه به طور طبیعی قادر به آوردن فرزند نیستند با یاری سیستم های نازایی پیشرفته از قبیل انجماد تخمك و لقاح آن با اسپرم طی سال های بعد می توانند صاحب فرزند شوند.از طرف دیگر داروها و هورمون های مختلف كه به منظور تخمك گذاری تجویز می شود و همچنین اعمال جراحی روی رحم، زنان را قادر به باروری می سازد. اعمال جراحی روی دستگاه تناسلی مردان به ویژه بیضه و كشت نطفه با هدف لقاح از دیگر تكنیك های نوینی است كه مردان نابارور را قادر می سازد كه صاحب فرزند شوند.انتقال تخمك بارور شده به داخل رحم فرد دیگر نیز گزینه دیگری برای زنانی است كه به دلایل پزشكی قادر به نگه داشتن جنین در داخل رحم خود نیستند كه مشكلات شرعی و حقوقی این روش نیز حل شده است. هر چند هنوز مشكلات عاطفی در زمینه انتخاب مادر واقعی طفل وجود دارد. اما از نظر پزشكی مانعی برای این عمل وجود ندارد.
•یكی از مشكلات زنان امروزی بحث تنش های عاطفی است كه این امر بر مسائل باروری و... آنان تاثیرگذار است. نقش متخصصان زنان را در این زمینه چگونه ارزیابی می كنید؟
همان طوری كه اشاره كردید، تنش های عاطفی زنان به دلیل مسائل اخلاقی، اقتصادی و مشكلات درونی زیاد شده است و ضروری به نظر می رسد كه این امر با كمك روانپزشكان و متخصصان علوم اجتماعی حل شود. یعنی تشخیص این امر كه مشكلات یك خانم كه به متخصص زنان مراجعه كرده است ناشی از مسائل روان تنی او است یا خیر و در صورت تشخیص این موضوع معرفی او به روانپزشك خود گام مهمی است كه می بایست متخصصان زنان به محض تشخیص این امر بیمار را نزد یك روانپزشك بفرستند. به ویژه این موضوع در میان خانم های جوان بیشتر شایع است.آموزش اطلاعات جنسی نیز از دیگر سو سبب كاهش بیماری های مقاربتی و حاملگی های ناخواسته می شود زیرا امروزه حاملگی های ناخواسته یكی از علل عمده مرگ و میر خانم های جوان به شمار می رود.
•لطفاً كمی هم در مورد مهمترین مباحث ششمین كنگره بین المللی زنان و زایمان توضیح دهید.این كنگره بیشتر حول سرطان های دستگاه تناسلی مانند رحم، تخمدان و پستان، تكنیك های نوین نازایی در جراحی های زنان و زایمان برپا شد. جراحی با لاپاراسكوپ كه سبب كاهش مشكلات ناشی از جراحی مانند كوتاه شدن طول مدت بستری می شود و نیز برداشتن رحم، تخمدان یا توده های شكمی به كمك این تكنیك از موارد دیگری است كه متخصصان جدیدترین یافته های خود را پیرامون آن ارائه دادند. در این روش به كمك چند سوراخ- به جای شكافتن- می توان سرطان های دستگاه تناسلی را به راحتی درمان كرد. هیستروسكوپی كه دستگاهی به منظور دیدن داخل رحم است برای ریشه یابی خونریزی با علل نامشخص و در افرادی كه در سنین یائسگی خونریزی شدید داشته و مشكوك به سرطان هستند و یا در خانم های جوان كه دچار نازایی و چسبندگی رحم هستند كاربرد دارد. در كنگره مذكور روی جدیدترین تكنیك های این روش نیز بحث و هم اندیشی شد.
نوشته شده توسط خفقان در چهارشنبه 1387/04/26 |

شخصیت چیست؟

شخصیت یعنی « مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن ، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شود. از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است.
  • بی همتایی و تفاوت : شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها ، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.

  • ثبات داشتن (پایداری) : اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه تفکر آنها دارای یک در ثبات نسبی دائمی است.

  • قابلیت پیش بینی : با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری افراد را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصیت چیست؟

  • آیا تابحال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده ، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟
  • آیا از خود پرسیده‌اید که چرا بعضی افراد انواع مختلف «خال کوبی» را روی پوست خود دارند؟
  • چرا بعضی افراد برای خود بعضی افراد برای خود ، خانواده و ... برنامه ریزی سختگیرانه دارند بصورتی که شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟

شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح می‌شود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با «انعطاف پذیری» دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطاف‌پذیری بهره می‌برد. اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند. بنابراین ، اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها»

میزان شیوع اختلال شخصیت

شیوع در جمعیت کلی

میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف شخصیتی تفاوتهای معنی‌دار وجود دارد برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود (0.5 تا 2.5 درصد) است در حالی که برای اختلال اجتنابی بین (1 تا 10 درصد) اعلام شده است.

شیوع در بین دو جنس

در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس تفاوت های معنی‌دار دیده می شود برای نمونه در حالی که طبق برآوردهاا صداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است اختلال مرزی نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان (گاهی 2 برابر مردان) است.

درمان اختلال شخصیت

روان درمانی

روشی است که روانشناسان بالینی یا مشاور با استفاده از اقدامات «نیرو دارویی» اقدام به درمان اختلال می نماید و شامل انواع مختلفی است از قبیل «روانکاروی ، شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، گروه درمانی ، آموزش مهارت های اجتماعی و... هدف از روان دمانی ، آموزش رفتارهای جدید همراه با اسجاد خودآگاهی و بینش در مراجع (دروان جو) نسبت به رفتار خود و اثر آن بر فرد و جامعه است. در درمان اختلال شخصیت اولویت با روان درمانی است.

درمان دارویی

در کنلار روان درمانی مواقعی وجود دارد که لازم است از دارو نیز استفاده شود تا فرآیند درمان تسهیل شود. دارو درمانی زیر نظر روانپزشک اعمال می شود و میزان و تعداد مصرف را او تعیین می کند. داروهای مورد استفاده برای درمان این اختلال بطور غیر مستقیم اثر خود در اعمال می کنند. برخی از گروهها دارویی مورد استفاده عبارتند از: ضد اضطرابها ، ضد افسردگیها ، ضد جنونها.

اختلال اسکیزوتایپال‌ها


نگاه اجمالی

حتی مردم عادی هم در روابطشان با اسکیزوتایپال‌ها آنها را عجیب و غیر عادی تشخیص می‌دهند. «تفکر سحر آمیز ، عقاید انتساب ، اشتباهات حسی و مسخ واقعیت » قسمتی از دنیای این بیماران است. در صحبت‌های بیمار کلمات غیر معمول ، شگفت انگیز و افکار عجیب و غریب (افکار خرافی) مشاهده می‌شود.

ممکن است «ادعای دست یافتن به
بعد چ‍‍هارم یا حس ششم ، تله‌پاتی و پیش گویی را داشته باشند. چون اسکیزوتایپال‌ها به شدت خرافی هستند ممکن است به گروه‍ها و فرقه‌هایی با رفتار و آداب عجیب و غریب بپیوندند. احتمال اسکیزفرنی شدن این بیماران بسیار است.

ملاکهای تشخیص اختلال اسکیزوتایپال‌ها

کمبودهای اجتماعی ، احساس ناراحتی حاد ، دگرگونیهای ادراکی و شناختی و رفتار عجیب از اوائل بزرگسالی شروع می‌شوند و برای تشخیص اختلال وجود پنج علامت (یا بیشتر) از علائم زیر ضروری است:


  • عقاید انتساب (به غیر از هذیانهای انتساب)
  • باورهای غریب و تفکر سحرآمیز (مثل موهوم پرستی ، نهان بینی و تله‌پاتی) که بر رفتار شخص تأثیر گذاشته و با فرهنگ بیمار هماهنگ نیست.
  • تجربیات ادراکی غیر عادی.
  • تفکر و تکلم غریب (نظیر ابهام ، استعاره ، حاشیه پردازی).
  • سوء ظن یا تفکر پارانوئید.
  • عاطفه محدود یا نامتناسب.
  • رفتار یا ظاهر غیر عادی و خاص.
  • غیر از بستگان درجه یک دوست نزدیک (محرم) ندارند.
  • اضطراب اجتماعی مفرط که با آشنایی کاهش نمی‌یابد و بیشتر به افکار پارانوئید مربوط است.


 

تشخیص افتراقی اختلال اسکیزوتایپال

  • اختلال شخصیت اسکیزوفونی: بیماران اسکیزوتایپال سابقه پیکوز (قطع ارتباط با واقعیت) را ندارند (با وجود شباهت علائمشان به علائم اسکیزوفرنی) بنابراین از اسکیزوفرنی قابل تفکیک است.

  • اختلال شخصت پارانوئید: بیماران پارانوئیدی با افکار سوء ظن مشخص می‌شوند و افکار عجیب و غریب ندارند.

علت شناسی اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

بطور کلی در مورد اختلالات شخصت (بجز اختلال شخصیت ضد اجتماعی) تحقیقات کمی صورت گرفته است. با این وجود مطالات مختلفی که بر روی زندگی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی شده است؛ نشان می‌دهد که آنها در واقع شخصت‌های اسکیزوتایپال داشته‌اند. بنابراین در تفکر بالینی امروز اسکیزوتایپال را شخصت پیش از بیماری اسکیزوفرنی معرفی می‌کنند. بدلیل همبستگی این دو بیماری در علائم و نشانه‌ها این فرض وجود دارد که ژنتیک (توارث) علت ایجاد این اختلال باشد.

انواع درمان اختلال اسکیزوتایپال

روان درمانی

هر نوع روان درمانی مستلزم احترام به عقاید و فعالیتهای بیمار است. وقتی بیمار احساس کند باورها و فعالیت‌هایش از سوی درمانگر مورد «انتقاد ، مسخره شدن ، و قضاوت» قرار گرفته‌اند احتمال واکنش‌های دفاعی و قطع درمان وجود دارد.

دارو درمانی

همراه با روان درمانی استفاده از داروهای «نورولپتیک» (ضد جنون) ، برای کم کردن افکار عجیب و غریب مفید خواهد بود. اگر اختلال همراه با افسردگی باشد استفاده از «ضد افسردگی‌ها» مفید است.

اختلال شخصیت خود شیفته

لغت «خود شیفته» ترجمه لغت Narcissism (نارسیسم) است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. در این افسانه مرد جوانی به نام «نارسیوس» عاشق عکس خود که در آب افتاده بود شد. و وقتی به آب پرید تا آن را که فکر می‌کرد حوری دریایی است بگیرد، غرق شد. بعدها با استعمال عمومی ، این اصطلاح در روانشناسی برای توصیف طبقه‌ای از اختلالات شخصیت مورد استفاده قرار گرفت.

نگاه اجمالی

بیماران خود شیفته با احساس عمیق«اهمیت خود ، خود بزرگ بینی و نوعی بی‌نظیر بودن» مشخص می‌شوند. این افراد خود را آدمهای خاصی می‌پندارند و انتظار دارند بطور خاصی نیز با آنها رفتارشود. تحمل انتقاد بر ایشان سخت است و در مقابل آن خشمگین شده ، فرد مورد نظر را به «نادانی ، حماقت و عدم درک واقعیت» متهم می‌کنند. خود را قوی ، مشهور ، داناترین و ... قلمداد کرده ، انتظار اطاعت و پیروی دیگران را دارند. چون دیگران نمی‌توانند خواسته‌های آنها را برآورده سازند. چون بزرگ بینی او در تضاد با واقعیت است، روابط اجتماعی شان شکننده بوده و مسائل بین فردی ، شغلی و فقدانهای زیادی دارند که با رفتارخود آنها را بوجود می‌آورند، در حالی که هیچ بینش و آگاهی نسبت به آنها ندارند.

ملاکهای تشخیص اختلال خود شیفته

الگوی مستمرخود بزرگ بینی (در خیال یا رفتار) نیاز به تمجید و فقدان هم حسّی که در اوایل بزرگسالی شروع می‌شود و در زمینه‌های گوناگون وجود دارد و وجود پنج علامت از علائم زیر برای تشخیص ضروری است:



  • احساس خود بزرگ بینی مبنی بر مهم بودن خود دارد (مثلا در دستاوردها و استعدادهای خود مبالغه می‌کند و انتظار دارد بدون موفقیت‌های مناسب فرد برتر شناخته شود).

  • اشتغال ذهنی با تخیلات : موفقیت ، قدرت ، استعداد ، درخشندگی ، زیبایی و عشق ایده‌ال.

  • معتقد است فردی استثنائی و خاص است و فقط افراد (یا نهادهای) استثنائی و خاص می‌توانند او را بفهمند و یا با او «نشست و برخاست» داشته باشند.

  • احساس صاحب استحاق بودن یا شایستگی دارد. یعنی انتظارات غیرمنطقی برای مدارای خاص و مطلوب یا موافقت حتمی با توقعات خود را دارد.

  • در روابط بین فردی استثمارگر است. یعنی برای رسیدن به اهداف خود از دیگران بهره‌کشی می‌کند.

  • فاقد هم حسّی است: نسبت به شناخت و همانند سازی با احساسات دیگران تمایلی ندارد.

  • غالبا به دیگران حسادت می‌ورزد یا معتقد است دیگران حسودی او را می‌کنند.

  • نگرش یا رفتارهای خود خواهانه و پرنخوت نشان می‌دهد.


تشخیص افتراقی اختلال خود شیفته

  • اختلال شخصیت مرزی : مرزی‌ها اضطراب بیشتری نسبت به خود شیفته‌ها دارند و زندگی آنها آشفته‌تر از «خود شیفته‌ها» است.

  • اختلال شخصیت ضد اجتماعی : شخصیتهای ضد اجتماعی رفتارشان تکانشی (لحظه‌ای) است و غالبا در زندگیشان سابقه سوء مصرف الکل و مواد و درگیری با قانون دارند و بنابراین از شخصت «خود شیفته» قابل تفکیک است.

  • اختلال نمایشی : چون «شخصیت خود شیفته» توجهش فقط به خودش است، بنابراین ظرفیت صمیمیت و هم حسّی‌شان پایینتر از «شخصیت نمایشی» است.

علت شناسی اختلال خود شیفته

بیشترین توجه در مورد خود شیفتگی بیمارگونه بعضی افراد در نظریه روانکاوی صورت گرفته است. از نظر فروید «خود شیفتگی» مرحله‌ای از رشد طبیعی است که بعدا در مراحل رشد یافته تر به «عشق خارجی (دیگری)» متحول می‌شود و کودک قادر می‌شود به دیگران عشق بورزد. خود شیفتگی بیمار گونه زمانی ظاهر می‌شود (به عشق خارجی متحول نمی‌شود) که کودک اغلب بوسیله کسانی مراقبت شوند که بطور اطمینان بخشی او را دوست نداشته باشند. فروید اعتقاد داشت که اکثر افراد خود شیفته والدینی «سرد ، بی‌تفاوت» و در عین حال نسبت به کودک خود «پرخاشگری و کینه توزی» داشته‌اند. در این وضعیت کودک برای بدست آوردن «محبت و عشق مطمئن» به درون برمی‌گردد تا براحساس شکننده طرد شدن (دوست نداشته شدن) غلبه کند.

درمان اختلال خود شیفته

روان درمانی

روان درمانی اختلال شخصیت خود شیفته بی نهایت مشکل است. چون برای پیشرفت درمان این افراد باید دست از تمایلات خود شیفتگی بردارند تا بتوانند با درمانگر رابطه برقرار نمایند. و این مستلزم بینش و آگاهی بیمار نسبت به رفتار وتفکر خود است. این بینش در اصل وجود ندارد و اگر هم به مشکل خود بینش پیدا کنند به دنبال آن تصویر متلاشی شده خود باعث می‌شود که دوباره رفتار و تفکر خود بزرگ بینی را در پیش بگیرند.

دارو درمانی

همراه با روان درمانی استفاده از ضد افسردگی‌ها و کربنات لیتیوم برای تحمل بهتر احساس طرد شدن و نوسانات خلقی مفید است. 

اختلال شخصیت مرزی
 

نگاه اجمالی

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در«مرزی بین نودوز و پسیکوز» قرار دارند و با بی‌ثباتی فوق‌العاده عاطفه خلق و رفتار و احساس پوچی مشخص می‌شوند. در واقع هیچ ویژگی بصورت دائمی در فرد دیده نمی‌شود. یک مرزی ممکن است در یک موقعیت ، فردی را به عنوان «دوست داشتنی‌ترین و مهم‌ترین » در نظر بگیرد و در موقعیت دیگر به عنوان «بی‌رحم‌ترین و استثمار کننده‌ترین» شخص تشخیص دهد. «نقطه تعادلی در زندگی آنها وجود ندارد».

همچنین این بیماران نسبت به مفاهیم هویت خود دچار آشفتگی هستند. بدین معنی که درباره «هویت تناسلی (جنسی) و ارزش‌ها ، وفاداریها و هدفهای خود» تردید دارند. برای جبران هویت ناقص و آشفته خود اغلب روی پوستشان کلمات (مانند :
مادر ، عشق) یا عکسهایی (مانند عکس فرد محبوب یا حیوانات) را خال کوبی می‌کنند. این خال کوبیها در حکم قدرت دهنده و آرامش بخش است. از طرف دیگر این بیماران در روابط پر شور و ناپایدار (که گاهی با بی‌مبالاتی جنسی همراه است) درگیر می‌شوند. نکته مهم و دردناک زندگی افراد مرزی اقدامهای مکرر خود آزاری (خود زنی) است. آنها ممکن است برای رفع تنش درونی یا به قصد کمک گرفتن از دیگران اقدام به «تیغ زدن یا سوزاندن» قسمتهای مختلف بدن خود نمایند. اما اغلب در بازو ، سینه و شکم می‌توان آنها را مشاهده کرد.

یک مثال

«توصیف زیر گفته‌های یک بیمار مرزی است که بیانگر آشفتگی های او می باشد:

من چند ماه قبل در خانه تنها بودم که دچار وحشت شدم! کوشش کردم با دوستم تماس بگیرم ... او را هیچ کجا نیافتم، آن شب بنظر می‌سید که تمام دوستان من سرگرم هستند و من کسی را ندارم که با وی صحبت کنم ... من بیشتر و بیشتر عصبانی و برانگیخته شدم. سر انجام از جا در رفتم و سیگاری را روشن کرده درون ساعد خود فرو بردم. نمی‌دانم چرا این کار را کردم، زیرا در واقع به آن توجهی نداشتم. حدس می‌زنم احساس کردم که مجبورم کار برجسته انجام دهم!»

ملاک‌های تشخیص اختلال مرزی

الگوی مستمر ناتوانی در روابط فردی ، خود انگاره ، عاطفه و رفتار لحظه‌ای بارز که در اوایل بزرگسالی شروع می‌شود. برای تشخیص وجود پنج (یا بیشتر) علامت از علائم زیر ضروری است:



  • اقدام‌های «دیوانه وار» برای اجتناب از ترک شدن واقعی یا خیالی.
  • الگوی بی‌ثبات و پر تنش روابط فردی که با نوسان بین دو قطب ، آرمانی کردن و بی‌ارزش نمودن مشخص است.
  • اختلال هویتی: بی ثباتی بارز و مستمر خود انگاره.
  • رفتار تکانشی حداقل در دو زمینه که احتمال ضرر شخصی وجود دارد (مثل ولخرجی ، سکس ، سوء مصرف مواد ، رانندگی بدون احتیاط ، دوره‌های پرخوری).
  • تهدید «ژست» یا رفتارهای انتحاری مکرر یا رفتار جرح خویشتن.
  • بی‌ثباتی عاطفی به دلیل ماهیت واکنشی خلق (مثلاً حالت ملال شدید ، تحریک پذیری یا اضطراب که معمولا چند ساعت و ندرتاً چند روز دوام می‌یابد.)
  • احساس مزمن پوچی.
  • خشم شدید و نامتناسب یا اشکال در کنترل خشم (مثل ابراز کج خلقی مکرر ، خشم مستمر یا نزاع مکرر).
  • تفکر پارانوئید موقت وابسته به استرس یا علائم تجزیه‌ای شدید.

تشخیص افتراقی اختلال مرزی

  • اسکیزوفرنی : به علت فقدان دوره‌های پسیکونیک طولانی (قطع ارتباط با واقعیت) شخصت مرزی از اختلال اسکیزوفرنی قابل تفکیک است.

  • شخصیت اسکیزوتایپال : در شخصیت مرزی عقاید غیرعادی ، تفکر و تکلم عجیب و غریب مانند آنچه که در اسکیزو تایپال مشاهده می‌شود، دیده نمی‌شود.

  • شخصیت پارانوئید : در شخصیت پارانوئید سوء ظن در اکثر موقعیتها حضور دارد ولی شخصت مرزی یک علائم موقت (وابسته به استرس) است.

درمان اختلال شخصت مرزی

روان درمانی

درمان انتخابی برای این اختلال روان درمانی می‌باشد که به یک اندازه برای بیمار و درمانگر مشکل است. علت آن بی ثباتی و رفتار تکانشی (لحظه‌ای) و همچنین استفاده از مکانیسم دفاعی«دو نیم سازی» است. (مکانیسمی است که باعث می‌شود شخصیت مرزی متناوبا از درمانگر یا سایر افراد محیط بیزار شده یا آنها را به شدت دوست بدارد. رفتار درمانی و بخصوص آموزش مهارتهای اجتماعی بویژه با استفاده از نوارهای ویدیوئی که بیمار را در مشاهده تأثیر رفتارش بر دیگران توانا می‌کند، مفید است. در کنار روان درمانی انفرادی ، روان درمانی گروهی نیز سودمند می‌باشد.

دارو درمانی

برای اخذ نتایج بهتر دارو درمانی به روان درمانی اضافه می‌شود. داروهای نورولپتیک (ضد جنون) برای کنترل خشم ، خصومت و دوره‌های پسیکوتیک گذرا از داروهای(ضد افسردگی)برای بهبود خلق و بیمار استفاده می‌شود از دیگر داروهای مورد استفاده می‌توان به ضد تشنج‌ها و کربنات لیتیوم اشاره کرد. تجویز این داروها باید تحت نظر روانپزشک باشد.


 



 

نوشته شده توسط خفقان در جمعه 1387/03/17 |
از همه معذرت مخوام به خاطر دیر آپ کردن وبلاگ به خدا همش در گیر کنکورم آخ نه اینکه خیلی باهوشم ۳ تا کنکور با  هم باید بدم کنکور پزشکی / غیر پزشکی و یه کنکور دیگه واسه رشته آی تی

بچه از همه معذرت میخوام که نمیتونم سر بزنم بهتون آها واسم دعا کنید به خدا اگه یکی از این کنکورها رو قبول بشم خیلی از مشکلاتم حل میشه

راستی اگه کم لطفی کنید و نیاید به وبم رتبه گوگلیم از رتبه اول میاد پایین

دوستون دارم بای

نوشته شده توسط خفقان در چهارشنبه 1387/02/11 |

1.1- تمایلات جنسی چیست؟

برای درک چگونگی مسائل جنسی کودکان، ابتدا باید از خود سئوال کنیم که از مسائل جنسی بطورکل چه برداشتی داریم. توضیح آنچه ما در این مورد درک میکنیم، کار ساده ای نیست. چرا که این موضوع در بر گیرنده حیطه وسیعی از مسائل جنسی و جسمی، نیازها، میل ها و احساسات میباشد. اغلب می شنویم که تمایلات جنسی را "مجموعه رفتارهایی که به سکس مربوط می شود" تعریف می کنند. اما خود سکس چیست؟ در ادبیات  و تحقیقات علمی تعاریف مختلفی از تمایلات جنسی ارائه می شود و به نظر می رسد که همگان می دانند که تمایلات جنسی چیست.  اما ارائه ی تعریفی مورد توافق همگان، کاریست دشوار .هر کسی تعریف مشخصی از آن ارائه میدهد که در بر گیرنده تجربه شخصی خود او میباشد.

 اگر از دوستان خود بپرسید: "به نظر شما تمایلات جنسی یعنی چه؟" خواهید دید جواب هایی که می شنوید، بسیار گوناگون و متفاوت است. مثلا "همه چیزهایی که به هم آغوشی مربوط است"؛ "وقتی که با دیدن یک زن زیبا، احساس هیجان در من ایجاد می شود"؛ "جذابیتهایی که نمیتوان در مقابلشان مقاومت نشان داد"؛ " با هم در حمام بودن و همدیگر را صابون مالی کردن"؛ " احساس مورموری که از لمس یکدیگر ایجاد می شود"؛ "یک احساس شدید در دستگاه جنسی، وقتی که می گوید: من ترا می خواهم، همین حالا می خواهم."؛ "وقتی که او غذایی کاملا ویژه برایم می پزد، و هیجانی که از این کار به من دست می دهد." وبه همین ترتیب هفت شخص مختلف ممکن است هفت پاسخ متفاوت به این پرسش دهند. و ملاحظه کنید که هر چه تعداد پرسش شوندگان بیشتر شود، پاسخ های داده شده هم متنوع تر خواهد بود. نیاز جنسی بطور آشکار مفهومی شخصی است. اگر به پاسخ های بالا دقت کنید، می بینید که این تمایلات به احساسات ما مربوط اند: دیدن، لمس کردن، بوییدن، هم آغوشی، ماساژ دادن و در مورد برخی خوردن. تمایلات جنسی را در بهترین حالت میتوان چنین تعریف کرد:                                                                                                  

مجموعه رفتار ها و احساسات جسمی میان دو نفر که  می توانند عامل ایجاد احساسات ویژه ای از قبیل آرامش، هیجان و لذت گردند.               

تعریف بالا  هم می تواند شامل کسی باشد که تمایل جنسی را فقط مربوط به نوازش کردن، لمس کردن آلت تناسلی و هم آغوشی می داند، و هم کسی که مشتاق دیدن بدنی زیبا، و یا خوردن غذایی است که مخصوص او آماده شده باشد.                        

1.2- تمایلات جنسی و بزرگسالان

بسیاری از بزرگسالان، تمایلات  جنسی را با رفتارهای جسمانی معنا میکنند. رفتارهایی از قبیل: نوازش کردن، بوسیدن، لمس کردن، نگاه کردن، هم آغوشی و ارضا شدن. اما باید توجه داشت  که مسائل جنسی میتوانند معانی عاطفی نیزبه همراه داشته باشد. شما از طریق هماغوشی علاقه خودتان را به دیگری ابراز میکنید. نشان میدهید که تمایل دارید در کنار او باشید. به علاوه برای برخی تمایل جنسی نوعی احساس امنیت، آرامش و تخلیه فشارهای روانی است. تمایل جنسی می تواند در قالب کلمات، عشوه گری، بوسیدن، نوازش کردن و غیره ابراز شود.

1.3- آیا تمایلات جنسی در کودکان وجود دارد؟

اگر این را بپذیریم که برای بسیاری از بزرگسالان رابطه جنسی تداعی کننده چیزی جز آمیزش جنسی و ارضاء شدن نیست، بدین ترتیب قابل درک خواهد بود که این دسته از بزرگسالان تصوری از وجود نیازهای جنسی در کودکان نداشته باشند. سالها وجود احساسات جنسی در کودکان انکار میشد و این امر البته منطقی بنظر میرسد، چرا که رفتارهائی از قبیل هم آغوشی و ارضا شدن در بچه ها مشاهده نمیشود.در نتیجه اینطور تصور میگردید که بچه ها فاقد احساسات جنسی هستند.

 اما اگر نگاه وسیعتری به تمایل جنسی داشته باشیم، در آنصورت مسائل جنسی حیطه وسیعتری را در بر میگیرد. به طور مثال، نگاه کردن به بدن یکدیگر و لمس آن، نگاه کردن به آلت تناسلی و لمس آن، یا "دکتر بازی" و یا بوسیدن همدیگر. همه ی این رفتار ها می توانند احساسات و هیجاناتی در دستگاه جنسی ایجاد کنند. کودکان می توانند همه ی این رفتار ها را داشته باشند و دچار هیجانات ناشی از این رفتارها نیز بشوند.                                                                           

تمایلات جنسی دارای دو وجه جسمانی و عاطفی است که هر کدام  به ترتیب  دارای  کارکرد های مختلفی میباشند. از جمله: همآغوشی و ارضای جنسی و یا ایجاد ارتباط  و آرامش. بنابر پژوهش های انجام شده حدود 10 درصد از کودکان زیر 12 سال می توانند ارضای جنسی(ارگاسم) داشته باشند. اما رفتار جنسی آنان با قصد ارضاء جنسی صورت نمی گیرد، زیرا کودکان هنوز در مرحله ی ارتباط دادن رفتار جنسی و ارضای جنسی نیستند و این چیزیست که کودکان طی سالهای بعد می آموزند و در سنین بلوغ واقعیت می یابد. به علاوه، هم آغوشی و آمیزش میان کودکان در فرهنگ ما یک رفتار طبیعی کودک محسوب نمی شود. کودکان رابطه ی آمیزشی و جنسی را مختص بزرگسالان می دانند نه خود. برای بسیاری از کودکان وجود رابطه ی جنسی میان بزرگسالان عجیب به نظر می رسد.

 تمایلات جنسی در کودکان به میزان زیادی معطوف به اکتشاف تن خودشان است و  احساساتی که به این کشف مربوط می شود. با گذر سالیان، تمایل جنسی شکل نوعی وسیله ی ارتباطی به خود می گیرد. این تمایل در ابتدا به ویژه متوجه  لمس کردن و اکتشاف تن خود است و در ادامه به کشف و لمس بدن دیگری می انجامد. در مرحله بعدی نیازهای جنسی با احساسات ویژه ای در می آمیزد که به ظهور عشق می انجامد و به این ترتیب چیزی به تدریج اما بطور قطع شکل میگیرد که ما آنرا کششهای جسمانی می نامیم.                                                              

تمایلات جنسی در کودکان نباید با تمایلات جنسی بزرگسالان مقایسه شوند، چرا که تمایلات جنسی کودکان دارای جنبه های دیگری نیز هست و عملکردها و اشکال بروز آن متفاوت از بزرگسالان میباشد. چهار مثال زیر گواه این ادعاست: 

- "وقتی پسر 4 ماهه ام را نظافت می کنم، گاهی اوقات او نعوظ می کند. ولی چون اغلب بعد از آن ادرار می کند، من همیشه فکر می کردم که نعوظ او به علت داشتن ادرار است"                                                                                          

بسیاری از والدین با این نظر موافقند که آلت تناسلی پسر بچه ها در زمان نوزادی نیز می تواند شق شود. آیا این به تمایل جنسی  مربوط است؟ در مورد نعوظ نوزادان، پژوهشگران امور زیستی و جنسی نظرات متفاوتی دارند. برخی بر این باور اند که شق شدن آلت تناسلی پسر بچه ها، نشانه ای از احساسات جنسی آنان میباشد که حس خوشایند و لذت بخشی برای کودک به همراه دارد و برخی معتقد اند که نعوظ نوزادان پسر به علت فشار به مثانه است و نه ایجاد احساس جنسی. چرا که، به نظر این گروه، کودکان تقریبا همیشه پس از نعوظ ادرار می کنند.

حتی در سنین بالاتر هم نعوظ را همواره نمی توان با احساس جنسی مربوط دانست. در نظر داشته باشید که نعوظ صبحگاهی در بزرگسالان هم  ایجاد می شود و یا جوانان که ناخودآگاه  دچار این حالت می شوند و اغلب هم احساس خوبی نسبت به آن ندارند. 

- "وقتی تن دختر هشت ساله ام را می خارانم، بسیار لذت می برد. در زمان نوزادی هم از ماساژ بدن اش بسیار لذت می برد."                                    

تماس با پوست بدن کودکان از ایام نوزادی و حتی تا سنین بزرگسالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و برای کودکان نیز احساسی کاملا ویژه و لذت بخش به همراه دارد. به علاوه، این نوازش و تماس با بدن کودک نشان دهنده علاقمندی والدین به مراقبت از فرزندان می باشد و  بدین ترتیب کودکان احساس امنیت و آرامش می کنند. همچنین کودکان یادمی گیرند که برای جسم خود ارزش قائل شوند و همزمان در می یابند که دیگران برای جسم آنها ارزش قائل اند. به نظر میرسد که ارزش دادن به جسم کودک، در رشد و تکامل سالم جنسی و احساسی او نقش موثری ایفا می کند.                                                           


نوشته شده توسط خفقان در چهارشنبه 1387/01/21 |
سلام

دوستان سعید رفت و بازم من موندم خب دیگه می خوام مطالب علمی بذارم شما بگید در مورد چی

مطلب میخواهید من بذارم نه به خدا اصلا زحمت نیست . اختیار دارید این چه حرفی . به خدا ناراحت

میشم اگه نگید .

نوشته شده توسط خفقان در دوشنبه 1387/01/19 |
سلام دوستان خوبم من بعد از مدتی اومدم که وب خودم و آپ کنم وبی که تو این مدت دوست عزیزم خفقان زحمتش رو کشید از همین جا بهش خسته نباشید میگم و بعد از این آپ دوباره خفقان عزیز میاد و آپ میکنه . میخوام گله کنم از عید های جدید عید های سال 1380 به این طرف میخواهم بدونم که چرا عید ها دیگه مثل اول نیست؟ دیگه اون شور و شوقی که عید های قبلی داشتن تو این 7 / 8 سال نیست . هر سال هم داره بد تر میشه . نه احساس خاصی وجود داره تو وجودمون نه دیگه عیدها رنگ و بوی سابق رو دارن فکر کنم همینطوری بخواد پیش بره تا چند سال دیگه حتی زحمت انداختن سفره عید رو هم به خودمون ندیم نمیدونم یا شاید به قول پدرم دیگه غیرتی تو وجود جون های الان نیست و اگه جامعه دست ما بیفته یا کلا بی خیال سنت ها و رسم رسوم ها میشیم یا اینقدر افراط میکنیم که از اون ور بوم بیفتیم من خودم بچه که بودم همیشه وارد اسفند ماه که میشدیم بوی عید و حس میکردم ولی الان دیگه .... الان دیگه واقعا واسم فرقی نمیکنه عیدی وجود داشته باشه یا نه . بچه ها واقعا با خودتون فکر کردید که چرا ما اینجوری شدیم؟ چیرا از هر هزار نفر ما فقط 10 نفر حوصله دارن ؟ نمیدونم واقعا واسه کی ناراحت باشم اما حداقل اینو میدونم اول از همه باید از خودم شروع کنم راستی کار من بهتر ه یا کار علی ؟ خدایش راستشو بگید ها . 13 به در که تمام شد اما شما یه دوروغ 13 هم بگو . سعید
نوشته شده توسط خفقان در پنجشنبه 1387/01/15 |
سلام

نمیدونم چرا این چیزا رو اینجا مینویسم تو این وب نمیدونم شاید اگه سعید بفهمه از دستم ناراحت بشه

شایدم نه ولی راستش پیش خودم گفتم خیلی دیگه این وب علمی شده بهتره یه تنوع توش باشه

شاید این حرفای که میخوام بزنم ناراحتتون کنه . اما خوب به هر حال واسه تک تک کا اتفاق می افته

چه بخواهیم و چه نخواهیم آره می خواهم در مورد مرگ حرف بزنم واسه همه سخت که مرگ یکی از

عزیزانش رو تجربه کنه حالا این عزیز میتونه دوستش باشه یا یکی از والدینش.نمیدونم تا حالا به این فکر

کردید که اگه پدر یا مارتون بمیره چه کار مکینید؟

اصلا میتونید راجع بهش فکر کنید ؟ که اگه پدرتون بمیره شما چه طور می خواهید کنار بیاید؟

اصلا راجع بهش فکر کردید ؟ حتما پیش خودتون میگید که خیلی سخت .

آره سخته خیلی سخته مخصوصا اگه پدرتون رو اذیت کرده باشید . این گه میگم پدر فقط یه مثال

هستش . مصری ها مرتب به این موضوع فکر میکردن البته مصری های زمان سینوهه . شب و روز

به این موضوع فکر میکردن و به همین علت اگه کسی از عزیزانشون میمرد زیاد ناراحت نمیشدند

همین الان چشماتون رو ببندید و تصور کنید یکی از عزیزانتون مرده میدونم تصور تلخی اما حداقل

قدر همو بیشتر میدونیم اونوقت دیگه کسی نمیگه زنده کشان مرده پرست . منظورم اینه که وقتی طرف

مرده تازه همه یادشون میاد که ای وای چه گلی بود چه نازنینی بود و از این حرفا

دوستان کمی بیشتر قدر این لحظه ها رو بدونیم که فردا روزی پشیمون نشیم.

شرمنده اگر ناراحت شدید میخواستم چزی بگم اما گفتم شاید . ناراحت بشید بیشتر از این

شاید بعدا گفتم

 http://iran-e-javdan.blogfa.com/

نوشته شده توسط خفقان در پنجشنبه 1386/12/23 |




فروردین:

فروردین نام نخستین ماه و فصل بها ر و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی

خورشیدی است  در اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در پهلوی فرورتین و در  فارسی

فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده

پیشینیان,ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا

گشته,برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر

می برند به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند.

فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به دنیای

دیگر می روند.

( من عاشق ۱۰ فروردین هستم )

 

اردیبهشت:

بهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است.در

اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه ای

است مرکب از دو جزء: جزء اول((اشا))از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است,

راستی و درستی,تقدس,قانون و آئین ایزدی,پاکی....و بسیار هم در اوستا به کار برده شده

است.جزء دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد. صفت عالی است به معنای بهترین

,بهشت فارسی به معنی فردوس  از همین کلمه است.در مجموع این کلمه به بهترین راستی

و درستی است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در

عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت

اردیبهشت(( مانند بهشت))هم آمده است.

 

خرداد :

خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا

و پارسی باستان هئوروتات ,در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه

ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا.,همه,درست,وکامل.دوم

تات که  پسوند است برای اسم مونث,بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است .

ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال

اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.

تیر:

تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در

اوستا تیشریه,در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که

یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود . فرشته مزبور نگهبان باران

است و به کوشش او زمین پاک ,از باران بهره  مند می شود  و کشتزارها سیراب میگردد.

تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد 

مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربیبه معنی سهم اشتباه کرد.

 

امرداد:


امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی

است .

در اوستا امرتات ,در پهلویامرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از

سه جزء: اول((ا))ادات نفی به معنی نه,دوم((مرتا)) به معنی مردنی,نیست و نابود شدنی

و سوم  تات که پسوند و دال بر  مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی

یا جاودانی . پس واژه ((مرداد)) غلط استعمال می شود.در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از

امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست . در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه

پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از :

نیک اندیشی,صلح و سازش,راستی و درستی,فروتنی و محبت به همنوع,تامین اسایش و

امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است . نایل گردد .

 

شهریور:


شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاهشماری اعتدالی خورشیدی

است.

در اوستا خشتر وئیریه در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. کلمه ای است مرکب

از دو جزء:خشتر که در اوستا و پارسی باستان و  سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی

است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنیبرگزیده و آرزو شده و جمعا

یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور

آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار

خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا

و ایزد رحم  و مروت خوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که

سیم و زر را بد